به مین مهمان خوشامد می گویم  
 

فرهنگستان

خانه اميد
بايگانی
نامه رسان
 
 

غزل پست مدرن و تروريسم ادبی

 
۱۳۸٤/٢/٦

اين روزها شارلاتانهايی ناتوان که هم از گفتن شعر نو عاجزند و هم از مراعات وزن و رديف و قافيه شعر کلاسيک ناتوان و از هر آنچه که بتوان نام ادب و ادبيات بر آن نهاد تهی، به مقوله ای خود ساخته بنام غزل پست مدرن روی آورده اند که نشخوار ۶۰ سال پيش اديب نمايان بخشی از مغرب زمين بوده و سالهاست که در خود اين ولايات منسوخ شده است.

 در روزهای اخير پيامهايی از جانب برخی از اين تهی فکران در وبلاگ من گذاشته می شد که باعث آزردگی خاطر برخی دوستان گرديد. نويسنده اين وبلاگ همواره به اصل کرامت در مواجهه با جاهلان اعتقاد راسخ داشته و بر اساس سفارش قرآنی «اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما و اذا مروا باللغو مروا کراما» همواره جواب ابلهان را با خاموشی داده است. اين غزل تلاشی در جهت پاسخ به تروريسم ادبی نيست، بلکه سروده ای است که مدتها پيش در ارتباط با نقد آنچه که اينان بعنوان غزل پست مدرن به زغم خود به انحصار خويش گرفته اند. جالب تر اينکه روح پيام اين نظم ـ گونه ها ظاهرا قراراست اين باشد که در عصر حاضر بايد همه افکار را بربتابيم ولو اينکه از اصول ادب و فرهنگ ملی و دينی ما خارج باشد. اما در همان چند پيام مدعيان براحتی می شود فهميد که اينان غير از خزعبلات خودشان هيچ چيزی را برنمی تابند. بقول آن يارو که يا مثل من پست مدرن باشيد يا با قمه سراغتان خواهيم آمد! 

لازم به توضيح است که نويسندهء اين سطور در صدد انکار پديده های پست مدرن از جمله در مقوله ادبيات و شعر نيست که اين خود جايی برای سخن دارد. شاعر در اين غزل تنها برخی از مدعيان را  مورد نقد قرار داده است. اشاره به اين نکته نيز ضروری است که نشخوار فضولات گنديده بيگانگان راه به پست مدرنيسم نمی برد. بر عکس پديده پست مدرنيسم در ادبيات معاصر آمريکا و اروپا در سالهای اخير بر محورافکار مولانا جلال الدين رومی می گردد. و به عنوان سند اين ادعا ترجمه های رنگارنگ مثنوی مولانا بيشترين تيراژ را در باب ادبيات به خود اختصاص داده است.

ای وای نگو... من غزل پست مدرنم
تو دود اجاقی...، ولی من آتشِ فرنم

يو نو، ديگه ايّام، نه ايام قديم است
در حادثه آموخته ام من خود لرنم

سو وات، همه جا قافيه و وزن کشيدند؟
من هر چه ليميت هست بسوزم يعنی برنم

سعدی که نور نوز وات از آن توی دنيا!
حافظ تو بيا باده بزن توی تاورنم

«يک شعر ورق نيست مقدس» نه... درو زشت و کريه است
من خسته ام از اينکه کمی پست مدرنم

من خسته ام از اين همه تابلو که همش اوردر و اوردر
يو ترن نزن، راست نرو، چپ، نه... می ترنم

وات واز هدفم از همهء اين همه نان سنس؟
او يه، که بدانی اروتيسمِ غزل پست مدرنم

*** پاورقي: واژه های فرنگی

You know
Learn
So what
Limit
Burn
Never knows what is (going) on
Tavern
Order
U-turn
Turn
What was?
Nonsense
Oh, yeah
Eroticism که در فارسی به غلط اروتيسم بکار برده می شود.

Farhang
 

 
آرم

.: کتابشناسی و تاريخ ادبيات فرهنگستان .:.

.: خلوت دیدار .:.


.: بيرنگ .:.

.: بيرنگ سابق .:.