به مین مهمان خوشامد می گویم  
 

فرهنگستان

خانه اميد
بايگانی
نامه رسان
 
 

زهر خند

 
۱۳۸٤/٢/٦

خشکيده احساس تو، تلخی، زهر خندی
با هيچ کس سوگند خوردی دل نبندی

گاهی جنون عشق تو بس خنده دار است
گاهی به اشکم پاسخت لبخند سردی

ايکاش باور کرده بودم آنچه گفتی:
بالاتر از من در جنون پرواز کردی

بالاتر از ليلی که چشمش اشکبار است
مجنون شدی با گريه های من بخندی!

گفتی که از تکرارا می رنجی بجز «من...
من دوستت دارم»... ندارم، هيچ دردی...


بالاتر از درد جنون خنده ات نيست
بالاتر از اينکه نمی دانی که مردی...

ديروز  با  من  گفت  «بردار  اين  نقابت»
برداشتم...اينک تو خود در پرده کردی!

Farhang
 

 
آرم

.: کتابشناسی و تاريخ ادبيات فرهنگستان .:.

.: خلوت دیدار .:.


.: بيرنگ .:.

.: بيرنگ سابق .:.