به مین مهمان خوشامد می گویم  
 

فرهنگستان

خانه اميد
بايگانی
نامه رسان
 
 

سونامی گندم!

 
۱۳۸٤/۳/۱٠

گفت: «بندهء من جز به آتش دو گناه نمی سوزد، آتشی از پشت سر و آتشی در پيش رو!» پرسشگرانه نگاهش کردم که مراد از اين دو آتش چيست؟ اشاره به درکرد. سعی کردم در را باز کنم. انگار پشت در چيز سنگينی گذاشته بودند باز نمی شد. تنه محکمی بدر زدم. لای در که باز شد. گندم فوران کرد و مثل سد آبی که شکسته باشد، يا نه شايد شبيه تر به ريزش بهمن بود. درون اتاق پرشد و بالا و بالاتر رفت. وحشتناک بود، به سوی درب ديگر فرار کردم و همان حادثه تکرار شد! گندم نزديک سقف می رسيد و من در ميان گندمی که چون سيلاب از دو سو به درون اتاق وارد می شدغرق می شدم. چيزی کمتر از يک وجب به سقف باقی بود بود و تجربه غرق شدنی کاملا بی نظير. فرصتی بود که به معنی عبارتی که شنيده بودم بيشتر بينديشم. فکر کردم شايد منظور از آتش پشت سر گناهانی است که توبه نکرده ای و آتش پيش رو گناهانی که هنوز بسويشان می روی. و درکم از «جز دو » اين بود که گويا اين دو آتش شرط لازم و کافی است است تا بنده ای بسوزد.

عبارتی که شنيدم حديث قدسی بود؟ نمی دانم قبلا که نه در کتابی خوانده بود و نه از کسی شنيده بود. شايد هم مناسب همان سونامی گندم بود.

راستی اگر چيزی فهميديد به من هم بگوييد!

Farhang
 

 
آرم

.: کتابشناسی و تاريخ ادبيات فرهنگستان .:.

.: خلوت دیدار .:.


.: بيرنگ .:.

.: بيرنگ سابق .:.