به مین مهمان خوشامد می گویم  
 

فرهنگستان

خانه اميد
بايگانی
نامه رسان
 
 

گزارش منظوم«کیهان» از ماجراهاي نوروزي

 
۱۳۸٢/۱/۱٧



اي خردمند و عاقل و دانا
سرگذشتي ز عيد برخوانا
تا بداني كه بر سرم چه گذشت
از شب عيد تا به الانا
خرج كردم هر آنچه عيدي بود
يعني آن صد هزار تومانا
باز هستند جمله ناراضي
زن و فرزند و قوم و خويشانا
روز اول كه سال شد تحويل
آمد از در دو دسته مهمانا
دسته اولي ز لاهيجان
دسته دوم از خراسانا
ده نفر آمدند از ساوه
شش نفر هم ز شهر زنجانا
بعد از آن نيز عده اي پرخور
گشت وارد ز شهر كرمانا
فك و فاميل عمه و خاله
از بزرگان و خردسالانا
بنده منزل ز ميهمان پر شد
در حياط و اتاق و دالانا
باز وارد شدند جمع دگر
با پسرخاله ام قلي خانا
حمله كردند جمله بر سر ميز
جانب سيب و موز لبنانا
خورده شد شوكلات با آجيل
فندق و پسته هاي خندانا
دسته جمعي به سوي شيريني
حمله كردند سهل و آسانا
بچه آتقي به سيب نمود
حمله چون گربه سوي موشانا
«دو بدين چنگ و دو بدان چنگال»
سيب ديگر به زير دندانا
خوردنيها چپو شد و غارت
از هجوم شكم چرانانا!
در چنين وضع حال وارد شد
اهل بيت غلامعلي خانا
ساعتي بعد هم منوچهرخان
وارد خانه شد شتابانا
خوردنيها دوباره شد تجديد
در سر ميز بهر ايشانا
جمعي از در برون نرفته شدند
عده اي وارد از خيابانا
بچه محترم خانم بشكست
بر سر سفره يك نمكدانا
الغرض روز عيد و اول سال
خورد بر من ضرر فراوانا
همچنين روز دوم و سوم
آشنايان و جمله يارانا
سير خوردند و باقي اش بردند
خوردنيها رسيد پايانا
عاقبت هرچه داشتم كردم
خرج عيد و شدم پريشانا
وقت آن شد ز دست بي پولي
سر نهم جانب بيابانا
عده اي مثل من پريشانحال
عده اي نيز شاد و خندانا
¤ ¤ ¤
راست گويم از اين همه رخداد
كه بيان شد، شدم پشيمانا
گفتم اي كاش خرج اين ايام
صرف مي شد به راه احسانا
جاي اسراف و چشم همچشمي
كه به هر جا بود نمايانا
خرج افراد ناتوان مي شد
كمكي بود بر ضعيفانا
اين نه تنها بهين مرام من است
كان بود اعتقاد كيهانا
«ميلاد»


Farhang
 

 
آرم

.: کتابشناسی و تاريخ ادبيات فرهنگستان .:.

.: خلوت دیدار .:.


.: بيرنگ .:.

.: بيرنگ سابق .:.