به مین مهمان خوشامد می گویم  
 

فرهنگستان

خانه اميد
بايگانی
نامه رسان
 
 

اسطوره عشق

 
۱۳۸٢/۱/۱۸

در مجلسی که چندی پيش به بهانه میلاد یکی از اهل بیت عصمت ترتیب داده شده بود یکباره بیاد آن روح ملکوتی افتادم و این ابیات را بر روی یک لیوان یک بار مصرف یونیلت که در دست داشتم نوشتم.

به باغ آرزوها غنچه ای بود
به گرد شمع ما پروانه ای بود

خدایا سوختیم از سوز هجران
مگر میشد که بی او لحظه ای بود

نگاه من همیشه سوی راه است
نگاه یار ما را غمزه ای بود

دگر لبخند بر لبهای ما نیست
به قرص روی ماهش خنده ای بود

خدایا کاش میشد باز گردد
حظور این پدر افسانه ای بود

پدر اسطوره زیبای عشق است
خدایا کاش با ما لحظه ای بود

Farhang
 

 
آرم

.: کتابشناسی و تاريخ ادبيات فرهنگستان .:.

.: خلوت دیدار .:.


.: بيرنگ .:.

.: بيرنگ سابق .:.