به مین مهمان خوشامد می گویم  
 

فرهنگستان

خانه اميد
بايگانی
نامه رسان
 
 

در هفته ای که گذشت

 
۱۳۸٢/۳/٢

تو و من
باغ از تو٬ شکوفه از من و گل از من
زخم از تو و مر هم از تو و دل از من

این زخمهء تار تو چنان سنگين است
ديگر نه تنی مانده٬ نه آن زخمه به تن

فرق من و تو
فرق من تو به شيوهء عاشقی است
هر در که گشود دست من٬ دست تو بست

اين دل که تو داری همه از آهن و سنگ
وان دل که مرا بود!! حبابی که شکست


يک جفت بال
يک جفت بال برای تو ساختم
بر پای آن هر انچه مرا بود باختم

پر می زنی که بيايی به خانه ام
اين خانه را به عشق وصال تو ساختم

و این هم پاسخی فرهنگی به شاعرانه

هزار آدينه (سعیدی)
سحر شد يار بی همتا نيامد
يگانه منجی دلها نيامد

نهاد آدينه را موعود ديدار
هزار ادينه رفت اما نيامد

جواب
سحر يار آمد و تو خواب بودی!
در آن خوابت ولی بيتاب بودی

همین آدينه او را می توان ديد!!! ( همين که پيش روست!)
اگر آيينه ای سيماب بودی!

اين هم بخاطر تو
سنی اینجیتمه دن ای گل اوزومی دانلامیشام
انتقام اوخلارینا سینه می سهمانلامیشام

بیلمه دیم عشق رموزین یولونی آنلامادیدم
باخ گوز آلتی ایلیرم توبه کی پیشمانلامیشام

Farhang
 

 
آرم

.: کتابشناسی و تاريخ ادبيات فرهنگستان .:.

.: خلوت دیدار .:.


.: بيرنگ .:.

.: بيرنگ سابق .:.