به مین مهمان خوشامد می گویم  
 

فرهنگستان

خانه اميد
بايگانی
نامه رسان
 
 

Kayhan Nevsht

 
۱۳۸۱/٩/٢۸

ّThis was taken from Kayhan write your opinion about that.

نشست خيلي محرمانه گردانندگان جناح افراطي جبهه دوم خرداد با هدف بررسي راههاي
نهادينه كردن موضوع «عبور از حاكميت ملي» برگزار شد.
به گزارش يك منبع موثق در اين جلسه محفلي كه اواسط آذرماه و پس از جدي شدن موضوع افشاي مسايل پشت پرده مافياي فروش اسرار نظام به بيگانگان در خانه اي واقع در سعادت آباد تشكيل شد، براي نخستين بار تئوري «نفي حاكميت ملي كشورها» به عنوان پيش شرط ورود به نظم نوين جهاني(!) در يك نشست، مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
اگر چه در ماه هاي نخستين سال جاري، عده اي از عناصر يك باند واداده در سمينار سفرا و كارداران جمهوري اسلامي كه در تهران برگزار شد، با جسارت بي سابقه اي بر لزوم «عبور از حاكميت ملي» و تن دادن به نظم ناعادلانه آمريكايي تأكيد كرده بودند، اما به علت يكدست نبودن اعضاي سمينار و مخالفت صريح بسياري از ديپلمات هاي متعهد كشورمان با اين تئوري هاي جديد استكباري، امكان رسميت و گسترش يافتن بحث مذكور منتفي شد.
اما در محفل آذرماه افراطيون ورشكسته، جمعي يكدست و نااميد از كارآمدي پروژه «اولترا رفورميسم» (اصلاح طلبي تندروانه)، به طوري جدي شعار جديد محافل آمريكايي- اروپايي را با مضمون «حاكميت ملي، نه» به عنوان استراتژي جديد براي سركوب محافظه كاران(!) مورد بررسي قرار دادند.
تندروهاي محفل نشين فارغ از درد و رنج قاطبه مردم صبور كشورمان به مباحثي در اين نشست پرداختند كه نشانه بارزي از بيگانگي آنان نسبت به مطالبات واقعي مردم و همگرايي عملي ايشان با جديدترين تحركات تئوريسين هاي قدرت استكباري در محور «واشنگتن -لندن» است.
خ.ت يكي از عناصر اين مجموع در محفل مذكور گفت: «اگر جان كلام را بخواهم بگويم، بايد به سپري شدن دوران حاكميت ملي اشاره كنم... يعني ديگر دوره حاكميت ملي گذشته و ضرورت دارد كه پيوستن به حاكميت بين المللي را به عنوان مسير اجتناب ناپذير براي مردم و حتي نخبگان جا بيندازيم»!
وي «توضيح بيشتر و دقيق تر» را به ح.ب- عضو ديگر جلسه- واگذار كرد. او نيز ضمن تأييد اظهارات نفر قبلي، اظهار داشت: اي كاش جزوه مدوني وجود داشت كه (اين) استراتژي، به زبان آسان و با ارايه راهكارهاي اجرايي آن در دسترس دوستان قرار مي گرفت.
وي آنگاه درباره موضوع موردبحث تصريح كرد: بايد ديدگاه حاكم بر سياست، اقتصاد و فرهنگ در كشور ما به كلي عوض شود. يعني يك جراحي عميق بايد انجام گيرد چون ديگر عباراتي مثل «وطن من»، «فرهنگ بومي»، «اقتصادملي» و «سياست ايراني» يا «سياست اسلامي» در «ايران عبور كرده از حاكميت ملي» كاربرد ندارد!
ديدگاه ضدملي اين دو مايه، وحشت و حيرت برخي اعضاي جلسه شد، اما هيچكس به اظهارات آنها اعتراض نكرد. فقط يكي از حاضران پرسيد: فكر مي كنيد تا چندسال ديگر چنين فرهنگي جا مي افتد؟
مخاطب، بدون پاسخ به اين پرسش، به سخنان عجيب خود ادامه داد و گفت: خلاصه مي گويم تا مي توانيد هم حفظ كنيد، هم بفهميد، هم به بچه هاي ديگر منتقل كنيد.
وي سپس افزود: دولت هاي سنتي از يك طرف ديگر نمي توانند به نيازهاي جديد جوامع خود پاسخگو باشند و از طرف ديگر در تعامل با نظام بين الملل ناكارآمدند. به همين خاطر بايد يك آلترناتيو (جانشين) معقول به جاي نظام هاي سنتي بر كشورها حكومت كند. الآن دانشمندان علم جديد سياست و حكومت وقتي مي خواهند تعريفي براي اين آلترناتيو ارايه دهند، يك راست مي روند سراغ NGO ها، يعني بهترين مجموعه هايي كه مي توانند جانشين نظام هاي سنتي شوند، سازمان هاي غيردولتي هستند. چون اين سازمان ها بدون جنگ و خونريزي، نظام هاي سياسي سنتي را فرومي پاشند و به تدريج هريك از آنها بر حسب تخصص شان جاي يكي از نهادهاي مديريتي را مي گيرند.
اين مدعي اصلاح طلبي در ادامه اظهار داشت: اگر برويم به سراغ ترويج و حاكم كردن«NGO»ها (سازمان هاي غيردولتي)، بدون آنكه به براندازي و خيانت متهم شويم، كارمان را انجام داده ايم.
وي افزود: من بدون واهمه در كلاسهايم هم مي گويم كه رويكرد غايي ما در جايگزين كردن سازمان هاي غيردولتي به جاي حكومت سنتي و اصلاح ناپذيركنوني، از بين بردن مفهوم و ساختار «حاكميت ملي» است. يعني به عبارت شفاف تر ما دنبال گرفتن نقش در نظام بين الملل هستيم. معني اش اين است كه «بايد و نبايد» هامان را از چيزي به نام فرهنگ و اعتقاد و مذهب نمي گيريم، بلكه نظام بين الملل- به رهبري هر قدرتي كه مي خواهد باشد- هرچه را كه براي زندگي بهتر تعيين كرد و ما را به انجام آن موظف ساخت، بايد انجام دهيم.
دراين هنگام يك عضو ديگر اين محفل با حالتي حاكي از تعجب و تاسف پرسيد: پس همه تاكيد سال هاي اخير بر بحث «NGO»ها براي فروپاشي تدريجي حاكميت ملي بود؟
تئوريسين جلسه در پاسخ گفت: بنده به نوبه خودم كار كرد سازمان هاي غير دولتي را به عنوان جايگزين مي دانستم و تمام بحث ها و سخنراني هايم را با همين هدف انجام داده ام، اما مطمئن هستم خيلي از دوستان اين سازمان ها را صرفاً به عنوان يك نهاد مدني و اصلاح گر مي شناختند، كه ديدگاه غلطي است. چون انتظار جهاني از ما اين است كه با «ان.جي.او»ها به جنگ مفهوم و ساختار حاكميت ملي برويم.
وي در ادامه تاكيد كرد: اگر مي خواهيم زمينه هاي سوء استفاده از ملي گرايي و دين و انقلاب را از بين ببريم، بايد به نظم و نظام جهاني شدن تن بدهيم. البته اين مسير را بايد اولاً با تبليغ و نهادينه كردن سازمان هاي غيردولتي و درثاني با ادبياتي سلبي در مواجهه با نظام سنتي و ملي مان طي كنيم. يعني دائماً بايد زير سؤال ببريم. منظورم زير سؤال بردن هر چيزي است كه لباس مليت و مذهب و انقلاب برتن دارد. به هرحال مقولاتي نظير دين، روحانيت و حتي ملي گرايي مانع پذيرش ما از سوي سيستم جهاني مي شوند و لذا بايد از آنها دور شويم.
درپي اين بخش از صحبت هاي نامبرده به فاصله سه چهار دقيقه، دونفر از جمع ده پانزده نفره افراطيون، جلسه را ترك كردند وديگر باز نگشتند. همزمان همهمه و زمزمه اي بين برخي حاضران در گرفت كه سبب شد كه شخص سخنران توضيح دهد: چيزي كه بنده يا آقاي... گفتيم فعلاً فقط تئوري است. ما هم قبول داريم بايد گام به گام پيش برويم.
وي درعين حال ادامه داد: الان دنيا مي گويد ايران صلح خاورميانه را به هم مي ريزد، سلاح هسته اي مي سازد، به تروريست ها كمك مي كند و حقوق بشر را نقض مي كند. حالا اگر سازمان هاي غيردولتي سر كار بيايند، از طريق آنها مي توان نمايش يك عضو مؤدب و منظم در جامعه بين المللي را داشت.
و... اما اين جلسه محفلي با قهر كردن عده اي و پرخاش عده اي ديگري بدون نتيجه پايان يافت.
¤¤¤
آنچه در بالا آمده، داستان نيست. واقعيتي البته ناگوار است. اما نمي توان واقعيت را- هرچقدر كه ملال آور باشد- رد كرد. نمي توان وجود كساني را كه مشغول پيچيدن «نسخه مرگ» براي ايران و ايراني هستند، انكار كرد.
آري! امروز كار بعضي ها كه به نام كارآمد كردن حكومت در عصر جديد، به پروژه اصلاحات تمسك جسته و به تدريج مبلغ سكولاريزم، سكولاريزاسيون و در اقع مروج وسترنيزاسيون (غربي شدن امور جامعه و حكومت) شده اند، به «نفي حاكميت ملي» كشيده است.



Farhang
 

 
آرم

.: کتابشناسی و تاريخ ادبيات فرهنگستان .:.

.: خلوت دیدار .:.


.: بيرنگ .:.

.: بيرنگ سابق .:.