به مین مهمان خوشامد می گویم  
 

فرهنگستان

خانه اميد
بايگانی
نامه رسان
 
 

عکس ماه

 
۱۳۸۳/۳/۸

سلام. خوب گويا همه برای ديدن اين پسر ماه بی وضو آمده بودند! بابا پس من انگار چشم بصيرت و اينجور چيزها دارم. يا حجابهای نورانی را شکافته ام که تنها کسی هستم که می تونم عکس راببينم! اصلا حالا که نمی توانيد ببيند ما هم برداشتيم. به همين عکس ماه قناعت کنيد.

ما ماه را يک شب ز چاهی می کشيديم

آمد ندايی... کی... درون آ٬  ما درونيم

گفتم شگفتم ماه در چاه اوفتاده است

گفتا شگفت از آنکه يوسف قعر چاه است

بی خود بدينجا نا مديم از آسمانها

صد داستان از عشق او اندر زبانها

...

چاه زنخدان تو هم يک داستان داشت

نام تورا يوسف خودش هم برزبان داشت

Farhang
 

 
آرم

.: کتابشناسی و تاريخ ادبيات فرهنگستان .:.

.: خلوت دیدار .:.


.: بيرنگ .:.

.: بيرنگ سابق .:.