راه فرار

چندی پيش در کتاب محيج الاحزان علامه قايينی خواندم که روزی زنی وارد محضر پيامبر شد و گفت فلان مرد مرا بوسيد. پيامبر کسی را فرستاد تا مرد را پيش او آوردند و فرمود چرا اينکار را کردی؟ مرد گفت يا رسول الله از کرده خود پشیمانم و آماده قصاص! اگر کار بدی کرده ام دستور دهید تا این خانم هم مرا ببوسند! پیامبر خندید و گفت دیگر ازاین کارها نکن.

بوسه بر یاقوت لبها خوش بود
لیک لبخند پیمبر خوشتر است
این یکی چون حلقه بر انگشت یار
وان دگر یاقوت این انگشتر است


و این بیت را هم چوپان در یاداشتها نوشته بود.
دزدی بوسه عجب دزدی پر منفعتی است
که اگر باز ستانند دو چندان گردد

** لطفا ایراد شرعی و اخلاقی نگیرید بنده از سند این حدیث هیچ اطلاعی ندارم و مولف هم بیش از این چیزی نگفته. بقول علما العهده علی الراوی. البته یادم هست که سالها پیش٬ این موضوع را شفاها اینگونه شنیدم بودم که: وقتی پیامبر خندید٬ زن گفت: یا رسول الله حال که ایشان باعث خنده شما شدند٬ حاضرم مرا به عقد او در آورید. بقول بیرنگ: OK? Ok.

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلبيناز

سلام...اااااااا (همونeeeeeeee) پس اينجور بوده؟ عجب!! راستي مرسي از پيامتون و اينكه سري به من زده بوديد، باز از اين كارا بكنيد. مرسي.

هادی

سلام. پس چرا اينجا با کسی که اين کارو ميکنه جور ديگه برخورد ميکنن؟!! در ضمن من واقعا به شرعی بودن Ok? Ok اعتقاد دارم.

nirvana

ممنون از لطفت ! اين ماجرا يی که نوشتی خيلی بانمک بود.ايول!

fereshteh

سلام . اميدوارم خوب و موفق باشيد .مطلب خيلی با مزه ای بود ، اگه حقيقی بوده که بايد بگو چه پيغمبر مهربونی داشتيم که البته شکی در اين نيست . چون اين سزای اين جرم اگه سنگ سار نباشه شلاق رو شاخشه . مرسی بهم سر زديد و خو شحالم باهاتون آشنا شدم. به اميد ديدار.

اطلاعيه اطلاعيه اطلاعيه اطلاعيه اطلاعيه

سلام هاهو هستم از بلاگ دوستان۸۲ چند صباحيست از شما خبری نيست آقای رئيس.حتما برام ميل بزن برای ۲ دليل: ************************************************************************************************************************************************************************************ باهاتون کاردارم ۲-چرا چند وقته به بلاگ دوستان سر نزديد؟ ارادتمند هاهو

fardad

ما از وبلاگ زيبای شما لذت برديم .

چوپان...

سلام عزيز . خوش آمدی و اميدوارم قدر یک دوست تازه را داشته . و اما مطلبت مرا به ياد اين بيت انداخت.: دزدی بوسه عجب دزدس پر منفعتی است /که اگر باز ستانند دو چندان گردد/ صفای قدمت.

چوپان...

راستی اين قضيه نا شاعران چه بود .؟!

هادی

سلام. من هنوز دارم روزا رو ميشمرم تا برسه به ۱۴ صفر. يا هو.

فرناز

سلام. ممنون که سر زديد. باز هم حضور سبزتان را منتظريم... سبز باشی.