مرزی باريکتر از مو

اين روزها مراسم ماه محرم و مشغوليتهای ديگر فرصتی برای نوشتن باقی نگذاشته و لی به لطف حسين مراسمی داشتيم بی نظير. واقعا تاسوعا و عاشورا بی نظير بود در اين ديار غربت.
من هم آمدم مطلب مژگان بانو را خواندم و خواستم يک جمله بنويسم شايد يک نفر بخواند.
مرحوم دکتر شريعتی جمله زيبايی دارد.
« در کربلا حر يک نفر نبود٬ در لشگر عمر سعد حرها فراوان بودند. بيش از ۹۰٪ لشگر يزيد شب يازده محرم پشيمان شدند و تو به کردند٬ اما حر قبل از ظهر عاشورا توبه کرد. و اين مرزی است از مو باريکتر که بهشت و دوزخ را از هم جدا می کند. »

/ 4 نظر / 9 بازدید
پرنیان

مرز باريکتر از مو....خيلی بهتر می تونستی جاش بذاری ..ولی به نکته مهمی اشاره کردی .ممنون

هادی و احد

سلام. ميگن عزاداری تو کافرستان! خيلی حال ميده. نه؟ قبول باشه. ميگم درسته که اونا هم پشيمون شدن ولی اين کجا و اون کجا. پشيمونی مفت و مجانی که فايده نداره. وقتی ارزش داره که همراهش از پول و مقام و ... هم دل بکنی و بری به کام شمشيرها. يا هو

در پاسخ هادی

بابا همه حرف اين بود که اون توبه ديگه به درد خالشون می خوره. يعنی بعد از ورود به جهنمه

هادی

من هم منظورم اين بود که اون اصلا توبه نبود. همين.