درسهای تکراری تاريخ

بالاخره هر چه بود تمام شد. به احتمال قوی تاريخ امروز را٬ و نه روز ديگری را٬ روز سقوط بغداد رغم خواهد زد. خوشحال باشم؟ نمی دانم! شاید برای رفتن صدام آره! غمگین باشم؟ نمی دانم! چه کسی می تواند در مقابل ریخته شدن خون این همه انسان بی گناه از زن و کودک و پیر و جوان بی تفاوت باشد. و از نابودی تمام اندوخته یک ملت و تحقیر بی سابقه مسلمانان اظهار شادمانی کند.

به هر حال بغداد اولين بار نبود که سقوط کرد. اين اتفاق چندين بار در طول تاريخ تکرار شده٬ اما شباهتهای عجيبی در سقوط بغداد بدست هلاکو خان مغول و جرج خان بوش وجود دارد.
مشابهتها فراوان است و امروز حداقل ده مورد به ذهن من رسیده است. و لی ا ینجا نکته دیگری مد نظر من است. تا آنجا که خاطره یاری می کند٬ سقوط بغداد بدست مغول هم در پی یک اولتیماتوم و یک جنگ سه هفته ای !!! اتفاق افتاد. اتفاقا آن هم در ماه محرم بود. هلاکو به توصیه خواجه نصیر؛ تا پایان دهه اول ماه محرم از آغاز حمله اجتناب کرد. بوش هم همین کار را کرد٬ سفارش از کی بود نمی دانم!!هلاکو ۲۲ ماه محرم۶۵۶ هجری فرمان محاصره بغداد را صادر کرد. مستعصم خلیفه بی تدبیر عباسی که تمام فرصتهای ممکن را برای یک سازش یا تسلیم آبرومندانه از دست داده بود٬در چهارم ماه صفر با انبوهی از کاروان شتران که بار طلا و جواهر برای تقدیم به خان مغول حمل می کرد و هر سه پسر خود را همراه داشت٬ تسلیم هلاکو شد. اما ديگر خيلی دير شده بود.

گويند٬ هلاکو که باديدن آنهمه طلا و جواهر نزديک بود چشمانش از حدقه در بيايد٬ بواسطه مترجمی به خليفه گفت: اين چه عقل و تدبيريست که داری؟ نه راه دوستی و يکرنگی با ما گرفتی آنگونه که ديگر پادشاهان عاقل کردند٬ و نه به جمع لشگر و آلات حرب پرداختی که از خود دفاع توانی کرد!! زرو سيم برای مساعدت دوستان و دفع دشمنان است. تو با اين همه خزاين و دفاين که داشتی هيچ کاری نکردی. خليفه اين سخنان بشنيد و سر به زير انداخته و جوابی نگفت!! و چقدر دردناک است که خان کافر مغول خليفه ای را که به خيال خود جانشين رسول خداست و تمام امپراطوری عظيم اسلامی را تحت فرمان خود اينگونه نصيحت می کند.

حالا بايد گفت٬ آقای صدام کاخ ها از آدم دفاع نمی کنند ولو تعدادشان از۵۰ تا هم بيشتر باشند.
مستعصم خلیفه عباسی در ۱۴ ماه صفر به همراه پسرانش بدست هلاکو کشته شد. برای صدام! راستی ۱۴ صفر شده یا نه؟‌!!!

** توضيح: سخت است با عالم جماعت در افتادن. هادی منبع اين مطب را خواسته بود. امروز مجبور شدم برم بگردم و منبع پيدا کنم.
۱- الحوادث الجامعه٬ چاپ بغداد٬ ص ۴۸۰
۲- محمد تقی مدرس رضوی (مر حوم) ٬ احوال و آثار خواجه نصير الدين طوسی تهران: چاپ داور پناه٬ ۱۳۵۴ ٬ص ۲۲- ۲۵ .

/ 5 نظر / 11 بازدید
nader

سلام فرهنگ جان.هنوز۴روز به ۱۲ صفرمونده!!!اما از سقوط صدام خيلی خوشحالم.

هادي

سلام. چقدر جالبه. این تاریخها واقعیه؟ اگر مرجعش رو هم بگید خیلی جالب تر میشه و آدم بیشتر احساس میکنه تاریخ تکرار میشه. ایشالا زودتر 14 صفر برسه. (ولی حال میکنم اگه خودکشی کنه.)

abolfazl

با عرض سلام و احترام:بنده نوازی شما باعث تأسف حقير گرديد که تا کنون توفيق بهرمندی از هنر نمايی قلم شما را نداشتم...مطالبتان را تماماٌ خواندم و از آن بهره ها بردم..من هنوز منتظر اين پيشگويی عارف زمانه هستم که فرمود:صدام راهی به جز خود کشی ندارد...در انتظار اين روز هستم...ضمناٌاز اينگونه آزادی و دموکراسی ای که با کشت و کشتار حاصل می شود، تنفر دارم!!!زيرا ديگر مردمی باقی نمی مانند تا معنای آزادی را بچشند؟!هر چند که اين آزادی ادعايی جناب بوش، دست کمی از چاله به چاه افتادن مردم مظلوم عراق ندارد...از لطف شما بی نهايت سپاسگذارم و منبعد مزاحم هميشگی خواهم بود...

حسن مهاجر

این قصه سر دراز دارد. دیگر داریم به جاهایی می رسیم که هیچ قرینه تاریخی پیشینی ندارد. مثلا کجای تاریخ انگلیسی زادگان شاه مسلمانان شده اند (مثل اردن) یا از سوی فرانسه منصوب (مانند مراکش). بالاخره یک یبرکی از مصر پیدا شد و دهان مغولان را کاه گل گرفت، عقب راند بعد هم که ایرانیان اهلی شان کردند. حالا یبرک مصر و آن شعور و همت ایرانیان کجاست؟ می دانم می دانم در قبرستان!

کرگدن

سلام و خيلی مخلصيم .