سراب

در پيش چشم آنکه خرابِ خراب نيست

باور کنيد عشق بجز يک سراب نيست

باور کنيد پنجره ها را شکسته اند

در شست و شوی شيشه نيازی به آب نيست

ديوار بسته اند زسيمان و سنگ و قير

ديوار بسته اند فقط يک حجاب نيست

نه ماه تيشه... يک شب يلدا به شوق او...

فرهاد مرده است يقيناً به خواب نيست

در قيرگون شب تن اين مرده چال کن

در پشت ابر تيره دگر ماهتاب نيست

ديريست بزم عشرت جانان به سر شده

عمريست نغمه چنگ و رباب نيست

تا صبح در زدم به «اميد» گشودنش

اين جسم مرده يخ زده جای جواب نيست

باور نمی کنيد چو من کس خراب نيست؟

باور کنيد عشق فقط يک سراب نيست!

 

/ 7 نظر / 9 بازدید
کرگدن

سلام فرهنگ عزیزم ..........پسر تو کجا بودی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سیامک

سلام دوست من !‌ ...خوبی ؟!... غزل نسبتا خوبی بود ...به خصوص در بيتهای آغازين ...مصراع دوم بيت ۵ گوييا کلمه ای جا افتاده دارد .... شاد باشي و برقرار

اردلان(غار تنهايي)

در پيش چشم آنکه خرابِ خراب نيست / باور کنيد عشق بجز يک سراب نيست /سلام شعر زيبايی بود / خوشحالم که دوباره برگشتيد / وقت کرديد سری هم به ما بزنيد خوشحال ميشم /موفق باشی<یا حق>

pania

وبلاگ خوبی دارین

مرجان

سلام جناب فرهنگ . خوشحالمان کردید .از نظرتان نیز سپاس گذاریم.شعرتان هم پر محتوا بود :باور کنید پنجره ها را شکسته اند /در شستشوی شیشه نیازی به آب نیست.منتظرتان هستیم.

هادی

آن را که عشق در نظرش جز سراب نيست گو خوش بزی، که شام تو را آفتاب نیست با عاقلان مگو سخن از عشق و عاشقی در کار عشق، جای حساب و کتاب نيست

فري

سلام فرهنگ عزيز. نجورسن؟! كيف حالك؟ غزل باحالي بود .دستت درست!