«پرنده وار»

«پرنده وار»
از مژگان بانو mojganbanoo.persinblog.com

قفلم! -که با کلید كسي وا نمي شود-
يعني كسي شبيه تو پيدا نمي شود

مجنون نماي مردم عالم شدي و باز
بانوي خواب هاي تو ليلا نمي شود

مي خواستم درخت تناور! پرنده وار
نجوا كنم به گوش تو اما نمي شود

در چشم هاي تو بپرم، زندگي كنم
اما بدون چشم تو؟ پر وا نمي شود

اي شانه هاي سبز تو يك تكيه گاه امن
بي نام ناگزير تو «من» «ما» نمي شود

دستي به من بده! دل بي ادعاي تو
بي دست هاي كوچك من پا نمي شود
...
شاعر! تمام كن غزلت را، تمام كن!
«اندوه تو كه در غزلي جا نمي شود»!
¤ نوشته شده در ساعت 17:38 توسط مژگان بانو

/ 2 نظر / 11 بازدید
Sepideh

چه شعر قشنگی رو انتخاب کردين... در مورد نوشی گفته بودم اگه وبلاگشو تعطيل کنه می کشمش!

محبت

از اينكه وقت گذاشتيد و شعر من رو درست كرديد خيلي ممنونم .... واقعا لطف كرديد ... ولي اگه ت رو در گفت ... به آ در آميني وصل كنيد .... فگر ميكنم ديگه اونجوري كه به نظر مياد نميلنگه ..... ولي بازم ممنون از حسن توجه شما و حسن انتخابتون براي اين شعر ...هرچند اينو در وبلاگ مژگان عزيزم خونده بودم ولي باز هم خالي از لطف نبود ....