هک و تعطيل شد!

به اين بلاگر مهترمانه نوشتيم تخته کن٬ اين اصم کپی رايط  ماست٬ قبول نکرد. گفتيم تخته می کنيم٬ باور نکرد. حالا ما خودمان مجبور شديم ديوار بچينيم٬ کسی اعترازی داره بگه! بدون اجازه ما حيچ کس حق ندارد فرهنگستان باز کند.

هزب ترفداران آذادی بيان و اقيده بشرط آجر و تخته!

بای بای٬ راستی اسم اينجا چی چی استان بود؟

/ 25 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجید (آقا کلاغه)

سلام ...بابا ما تازه اين جا رو پيدا کرديم تا نوروز که دق ميکنيم برگشتی خبرمون کن ...يا حق

آدمک

سلام فرهنگ عزيز.... نظرت رو درباره‌ی مقاله‌ی دوستم خوندم... متأسّفانه بايد بگم که از تو توقّع همچين حرفايی رو نداشتم (حدّاقلّش اينه که با اسمت هم‌خونی نداره) منظور من از نوشتن اون مقاله بررسی ديدگاه‌های منطقی بقيه‌ی خواننده‌هام بود تا بدونم که اونا نظرشون بر چه پايه و اساسيه... بحث جدانويسی که برپايه‌ی دستور طرح‌ريزی شده با يک پشتوانه‌ی توجيهی قوی ارايه شده که نمی‌دونم دليل مخالفت شما با اون چيه... درباره‌ی «ي» هم بايد خدمتتون عرض کنم که من هيچ دليلی نمی‌بينم که بخوايم کسانی رو که به اين‌صورت می‌نويسن عقده‌ای خطاب کنيم و مشکل ديکته نوشتن اون‌ها رو پيش بکشيم! تنفّر شخصی شما نمی‌تونه ملاک رسم‌الخط باشه برای ميليون‌ها فارسی نويس! همون‌طور که بنده به‌هيچ‌وجه توقّع ندارم که بقيه هم مثل من بنويسن!... توجّه داشته‌باش که صرفاْ نوشتن يک مقاله دليل بر القای محتويات اون به همه نيست! شما هم می‌تونيد مخالف باشيد و يا موافق... امّا هر چه هستيد لطفاْ با دليل و منطق حرف بزنيد... شاد باشی و برقرار... تا بعد...

خون

در مورد نظری که راجع به تنفر از ( ی ) در وبلاگ آدمک داديد بايد عرض کنم ( علاوه بر افاضات مرتضی خان ) اگر به کتيبه های فارسی هزاران سال گذشته نگاه کنيد خواهيد ديد اين « کسره » و « ی » که بين مضاف و مضاف اليه و موصوف و صفت قرار می گيرد درست يک واژه هست و حتی به جای « ی » ، « ای » می نوشتند ... برای نمونه قسمتی از « مينوی خرد » را با ترجمه برايتان آوا نگاری می کنم تا بدانيد به چه علت اين « ی » را بايد جدا نوشت ! درست به همين علت که در معتبر ترين آثار هزاران ساله نوشتار فارسی چنين می نوشتند ! :« pursed daanaag o menog " i " khrad ku radih weh ayab rastih ayab spasdarih ayab khrad ayab hunsandih ? » يعنی « دانا از روح ِ خرد پرسيد که رادمردی صفت برتر است يا راستی يا سپاسگزاری يا خرد يا خرسندی ؟ » در ترکيب روح خرد دقت کنيد که می نوشتند « مِنُگ ای خرد »

قريبي

سلام دوباره . چند روز پييش يک نفر به من کفت در شعرهای شما اکسيژن وجود ندارد . منظورش این بود که نفس کم می آورد.و اين (جسم سخت) شما هم از همان نقد ها بود . ممنون .

مداد سياه

سلام. اين وبلاگ براي فراخوان ها ي شعر و اطلاع رساني شاعران در مورد همايش ها و .... ساخته شده. منتظر همياري شما هستيم. ممنون خواهیم شد اگر این وبلاگ را در لینک خود قرار دهید و به دوستان هم معرفی کنید

فري

سلام عزيز. خوبي. بنده نوازي كردين. ولي چرا چيزي نمي نويسي. چند باري هست كه ميام و.... راستي اون تفسير بود. نه نقصير . ق نبايد باشد بلكه ف باشد. فداي تو و ممنون از توجهت.

كرگدن

باز که تو قر اومدی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ترمه

عيد تو هم مبارک..بازم؟

تبسم

سلام اين سومين پيام است اميدوارم برسد متشکرم که به دخترم سر زدی منتظر نوشته هايت هستيم البته نه نوروز

ana

سلام ..جالبه......... موفق باشی بهم سر بزن خوشحال میشم نظرت رو بدونم