به دلم می گويم

گاه گاهی به دلم می گويم٬
که تو هم مثل منی!
همه شب بيداری٬
نگران فردا!
روزها در زاری٬
يا اسير غوغا!
نه زپيمانه پری٬
نه به ميخانه خوشی!
خسته از دغدغه های روزی٬
شب ولی دوخته چشمت به افق٬
که شهابی به مسير فردا٬
راه نو بنمايد

گاه گاهی به دلم می گويم٬
که تو هم مثل منی!
چقدر ساده و صافی
و چه آسان تن تو می لرزد!
اشگ چشم تو ولی صافتر است!
مثل چشم دل من نیست که خون می گرید

گاه گاهی به دلم می گويم٬
کاش یک برگ ز غمنامهء من می خواندی
کاش در لحظهء تنهایی من٬ پیش دلم می ماندی!
انتظار آیه نورانی «الیوم» که نیست!
غم هجران تو چه می دانی چیست!

گاه گاهی دل من می گويد:
که صبوری بايد٬
که سحر نزديک است
و افق دامن زرّين٬
به تجلّای رخی گسترده ست٬
که تو همواره به گوشم خواندی٬
او امید فرداست
خواهد آمد فردا.

/ 25 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

سلام....عيدت مبارک..غربت نشين شاعر!!!لابد مثل ملای رومی.؟؟..اوروز ی خواهد آمد و با عطر نرگس خود همه جا رامعطر خواهد کرد..آن سبز پوش سپی سوار...يا فارس الحجاز!!!!عجل...در پناه حق بهاري

كعب الاخبار

دوست نازنين! حقش بود خيلي وقت پيش ميومدم و از بابت نكته سنجي و تذكري كه در باب نام اين حقير داده بودين سپاسگزاري بكنم، راستش نيتشو هم داشتم ولي لابلاي مشغوليتهاي روزمره انگار جايي گم كردم نيتم را. از اين حرفا گذشته عرض كنم بي هيچ تملق مالي! كه خانه ي تو يكي از جاهاي مورد علاقه مه و گاه و بيگاه سري ميزنم. باز هم سپاسگزارم از تذكرت كه مال خيلي وقت پيشه و لابد حالا خودت هم يادت نيست كدوم تذكر ولي كار ما دير و زود داره و سوخت و سوز نه. شاد باشي

كعب الاخبار

اين غلط پيام خودم را ميگيرم بقيه شو خودت زحمتشو بكش:حقش بود خيلي وقت پيش ميومدم و از بابت نكته سنجي و تذكري كه در باب نام اين حقير داده بودين سپاسگزاري ميكردم،...

دانشجوی دهاتی

سلام بر فرهیخته فرهنگی عزیز . راستش تا " امید" بر کلبه مجازی ما تابید که: می شود مادام العمر دانشجو بود، شعف ناک آمدیم که سخت زانوی تلمذ بر این فرهنگستان بزنیم.سیر و سیاحت می کردیم تا این که رسیدیم به این " شیوه شمس " و قصه خوش خط و خالی و توصیه جناب شمس! خلاصه اینکه پاک ! افسرده شدیم رفت!

بهار

وحشت از عشق که نه .. ترس ما فاصله هاست/وحشت از قصه که نه .. ترس ما خاتمه هاست/ترس بيهوده نداريم .. صحبت از خاطره هاست/صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست!

حسن قريبي (چوپان...)

سلام مجدد . اميد وارم خوب باشی با عرض معذرت لطفا در بند يکی مانده به آخر در اصل شعر ببينيد چيزی را جا نينداخته ايد ٬٬ ... پيش دلم می مانديد..٬٬ احساس می کنم يا يک چيزی جا افتاده است ويا (م) در دلم در وزن اضافی است . با عرض پوزش. قربانت.

حسن قريبي (چوپان...)

سللام مجدد . حق با شماست درست است امااحتمالا بايد نشانه ای باشد که امثال من را به اشتباه نيندازد. قربانت زياد

نیما عابد

سلام.اين شيوه از نقد کردن سخره آميز بهتر است من پی گير هستم ادامه بدهيد

حسن قريبي (چوپان...)

سلام .قسم می خورم امروز جايت خيلی خالی بود . پيش کرگدن و بچه ها بوديم . در ضمن بابت حرف جديد چون درباره مسائل نقد قرار چهار شنبه ها را گذاشته ام .باور کن وقت نمی کنم .بابا نامسلمون من تازه از بستر بلند شده ام . از حسن نظرت درباره کارهایم ممنونم . امروز محسن اشتیاقی را هم دیدم واقعا باحال بود . همان جا بود که یادت کردم و ... نمی خواهم دلت بسوز. راستی پنجشنبه هستی؟ قربانت