تبريک دير هنگام عيد غدير

خوب عزيزان عيدتان هم مبارک! خيلی ديره؟ چه اشکالی داره؟ سروده حاضر مثنوی ناتمامی است که از سالها پيش در لابلای کاغذپاره های بلا تکليفم اقامت گزيده بود. سال گذشته مناسبت های تولد مولا و عيد غدير در انديشهء پيدا کردن اين سروده بودم که فرصت دست نداد. امسال هم سفر نا خوشايند دکتر رضا جوشن حال عيد را از ما گرفت. هر چند دير است اما با بهانه پاکنويسی اين سروده به همه شما تبريک می گويم. به هر حال ناقص است و نا تمام.

کعبه طواف می کند ترا... ای تو همای سرمدی

قبله نماز می کند ترا...ای شرر محمّدی

کفر من از همين عيان٬ نام تو وصف ايزد است

ذکر هزار بار يا علی شرط طواف احمد است

 

سجده نياز می کند ترا٬ رمز کليد بسته ای

سايه لطف و رحمتی ياور هر چه خسته ای

حمد خدای لم يزل٬ وصف تعبّد علی است

شرط قبولی اذان ذکر تشهّد علی است

 

گفت خدا فرشته را سجده نما به آدمی

چون گل او سرشته ام من به هزار يا علی

عهد خليل با خدا جز به تو امتحان نشد

آيه هل اتی بجز مدح علی  بيان نشد

 

گفت کليم با خدا٬ چهره خود نشان نما...

پرده ای از تجلّيت آينهء جهان نما...

جلوه ای از جمال تو داد نشان کليم را...

رفت ز هوش موسی از جلوهء جلوهء خدا

 

مقصدِ از طواف و از حجّ و زعُمره و مِنی

رکن و مقام و زمزم و مورد قول لا فتی

سعی و صفا و مروه از بهر تو واجب امده است

خواب خليل و ذبح او بهر تو صادق آمدست

 

بهر شکستن بتان دوش نبی نهاد پا

جای قدوم اوست هان مهر ختام انبيا

يوسف چاه مانده را ياد علی رها کند

يا که بدست موسی اش٬ چوب چو اژدها کند

 

پرچم عدل را بپا ملک ستم نگون کند

لو کُشِفَ الغِطا مگر علم علی فزون کند؟

باغ شکوفه گشت از او آتش دشمن خليل

نام علی صدا بزد موسی و  شد دو تکّه نيل

 

ناد علی بزن صدا٬

ای

که

 زراه

مانده ای٬

آيهء انّما ولی.. بهر چه گاه خوانده ای؟

 

 

/ 10 نظر / 11 بازدید
هادی

سلام. بیت اول اینجوری وزنش بهر نیست؟ : کعبه طواف می کند، ترا،همای سرمدی - قبله نماز میکند، تو را، شرار احمدی ------ شب جمعه است ها. LTema32AFara1 يا هو

سلبيناز

سلام فرهنگ! تو کی اين رنگی شدی؟ خيلی خوشگله!!! مبارک باشه...!

سلبيناز

سلام. چرا حالا کامنت دونی رو برداشتی؟ اگر من و شقايق چيزی گفتيم و دلمون رو خوش کرديم به تو و بويی که می ياد شايد به خاطر رهايی از اين روزمرگی بود... شايد به خاطر اينکه برای چند لحظه احساس تلخی فراموش بشه. به خاطر اينکه برای لحظاتی با هم باشيم و شاد... به خاطر اينکه آدم گاهی سخت می گرده دنبال روزنه هايی تا يه کم خودشو گول بزنه و آرامش پيدا کنه... اگر من و شقايق قصد اذيت داشتيم هيچوقت قرار ها و برنامه ها رو تو قسمت کامنت ها نمی نوشتيم که! خبری از آف هم نيست... خيلی خب اصلا بو نميآد... چه حرفااااا! کی گفته بو مياد؟؟؟؟ بوی چی مياد ؟ کی؟ کجا؟ تا کجا؟

سلبيناز

به هر حال اميدوارم که ناراحت نشده باشی فرهنگ.

اردلان(غار تنهايي)

ببين يه مدت نبوديم اينجا چقدر نو نوار شده!! /// متقابلا عيد شما هم مبارک /<در مورد مطلب بالا> چشم دل باز کن که جان بينی ..... آنچه ناديدنی است آن بينی /شايد درون نامه نسيم نسيم نفس دوستی پنهان باشد خوب دقت کن! /موفق باشی <یا حق>

هادی

سلام. راست ميگه، چرا در کامنت دونی رو بستی؟ ترسيدی توطئه کنن برات؟ من خودم آخر توطئه و دسيسه و اين چيزام. اگه لازم بشه، دوباره يه تيم جمع می کنتم ميام مردم آزاری. خيلی مزه داره. چه اشکالی داره مگه. دلم می خواد اذيت کنم. سلبيناز، تو هم کوتاه نيا. بيا يه توطئه حسابی بچينيم، يه کم کيف کنيم. يا هو

فري

سلام رفيق. ارادت فراوان. بالا نتونستم كامنت بذارم. ياعلي

بهزاد

وزن ندارد همه ترا ها وزنتو به هم زدن ببخشید ها.