توضيحی بر برگ آخر

سلام. عزيزان٬ از صفای دوستيتان  بر خود می بالم و از اينکه در اين دنيای مجازی دوستانی بدست اورده ام که بی حضورم ابرازدلتنگی می کنند٬ احساس غرورمی کنم وچون خود بوضوح می بينم که دل بيحضورشان غبارگرفته است٬ متواضعانه به دوستيشان ارج می نهم.

غياب ناگهانيم٬ ظاهرا٬ بدون توضيحی پذيرفته نمی شود. پس ناچار بايد اين چند کلمه را بنويسم. اينگونه نيست که قهر کرده باشم و يا بکلی اين صفحه را ترک گفته باشم. حقيقت اين است که از روز اول می دانستم اينجا چندان دوام نخواهم اورد اما  فرصتی تابستانی( هرچند سالهاست که تابستان و تعطيلی مفهموم خودش را برايم از دست داده است) را مغتنم شمرده و چند گاهی وقت شما عزيزان راگرفتم. اما بايد اعتراف کنم هرگزفکر نمی کردم در مدتی کوتاه دوستانی اين چنين دوست داشتنی پيدا کنم و اينکه ترک اين همه محبت به غايت دشوار است.

اما کم اورده ام؟ نه. می می دانم انها که در پيامها اينگونه ابراز لطف کرده اند از سر دوستی و برای تحريک من به بازگشت بوده. و گرنه هيچ کس هم نداند من خودم می دانم از بس پروژه و طرح و حرف دارم که از شدت زيادی ايده ها منفجر می شوم و به چند نفر سکرتر که حاضر باشند مجانا کار کنند شديدا نيازمندم. (اين هم همان تواضع که اشاره کردم!!) نه واقعا کم نياورده ام.

اما چرا الان؟ اگر به ارشيو توجه کنيد می بينيد که اين بلاگ با لاله و لادن اغاز شده و انروزها که کيبرد فارسی نداشتم و به انگليسی مطالب را می نوشتم که توجه چندانی به خود جلب نمی کرد. البته لاله و لادن را هيچ کس تا مرگشان جدی نگرفت!! لذا رفتن اين دو عزيز را فرصت مناسبی برای ختم (هرچند موقت ) اين بلاگ يافتم. راجع به کيبرد هم بايد بگويم که هنوز هم کيبرد فارسی ندارم. ازاين برچسبها هم ندارم. وچقدر اسان است تايپ کردن بدون نگاه کردن باورتان نمی شود. (يعنی همان ۱۰ انگشتی) اما گاهی با انگليسی قاطی می کنم!

بااينهمه به وبلاگهای شما عزيزان سر خواهم زد و اگر ياد داشت نگذاشتم بدين معنی نيست که شما را فراموش کرده ام يا صفحاتتان را نمی خوانم. ودر عين حال سعی می کنم هر از چند گاه مطلبی ولو کوتاه هم بنويسم که اين باريکه نخشکد.

انشاالله بعد از تسليم پايان نامه کذايی حتما فرصتی خواهد بود که باز بيشتر در کنار شما باشم و شايد هم اصلا هيچ فرصتی نباشد!! لابد انموقع هم گرفتار کار و تدريس و پول در اوردن می شويم ديگر!

 از دوستانی هم که با ای ميل اظهار لطف فرموده اند سپاسگزارم و حتما برايشان پاسخ خواهم نوشت. همه شما عزيزان را دوست دارم. زنده باشيد و موفق.

به مجهول عزيز و بانوی دوست داشتنی شان هم همين جا از صميم جان تبريک می گويم و برايشان کمال ايمان وعشق بی پايان ارزومندم. ادرس هم پيدا کنم يه کارت خوشگل هم برايشان می فرستم! فکر نکنيد برای هر کدام يه کارت گفتم ٬ يک کارت برای دو نفرکافيه! لازم است بگويم که اين يکی از زيباترين حوادثی بود که من دروبلاگ ديدم. واين عشق را انروز فهميدم که ديدم در وبلاگ اين خانم لينک مجهول است اما رنگ و رو رفته و متفاوت با تمام لينکهای ديگرش و رويش يک خط کشيده شده!!

/ 28 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
fatima62

سلام!وای چه دير اومدم!.....منتظريم!

كرگدن

تحويل نمی گيری ؟!!!

شقایق

سلام.دير اومدم؟!!! آخيش خيالم راحت شد که بر می گردين.هورا.راستی دقت کردين اين مژگان چقدر خودشو لوس می کنه؟خدا کنه اينجا رو نخونه وگرنه منو وکشه!

آدمک

سلام عزیز! خوبی؟!....می‌خوای بری؟....من که می‌گم نرو.....ولی اگه رفتی برگرد....اگر هم برنگشتی بهمون سربزن....اگه سرنزدی حداقل ایمیل بفرست...اگه وقت اونم نداری به داداشی، رفیقی ، چیزی بگو که یه خبری ازت برامون بذاره...اگه این هم نشد بیا همین وبلاگ خودتو به روز کن که بفهمیم سالمی....شاد باشی و برقرار...تا بعد...

آدمک

دوباره سلام! والله راستش، من خودمم نمی‌دونم چطوری هنوز اون بالای ليست جاموندم! قبلا! يادمه برای رسيدن به اون‌جاها يکی از بچه‌ها يه کلکی زد که من نفهميدم چی بود!!! ولی مثل اين‌که الان ديگه اون کلکه هم فايده نداره.....شاد باشی و برقرار...تا بعد....

بابک

سلام!!!!برم وبلاگتونو بخونم فعلن!

farhang

مگه ايران پرتقال نيست؟ چرا ده هزارتومان؟

امير

سلام. ميگم اون بانو اول اسمش مژگان بانو نيست؟ امضا: امير تيزهوش!!!!