دلخستگی شاعرانه

وقت عشق!سعیدی
سنگين شدم از خويش، سبکبارم کن
از عطر نسيم صبح، سرشارم کن

دلخسته ام ای عزيز!... دلخسته عزيز!
می خوابم و وقت عشق، بيدارم کن!

فرهنگ
باری که به دوش توست٬ از خويشتن است
از عطر نسيم صبح ما را کفن است

در عالم عشق خواب و بيداری نيست
دلخسته کسی که جز به عشقش وطن است

/ 1 نظر / 5 بازدید
انگشتهای جوهری

سلام.قالب نو مبارک! قشنگه.ضمنا مگه انگشتهای همه جوهری است که در قسمت کامنت ها نوشته ايد : اثر انگشت شما . ؟ :) .شعرتان هم جالب بود.